مرتضى مطهرى
26
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حرارت و معنى و حرمت و روح مىدهد قرآن است . قرآن مثل بعضى كتابهاى مذهبى نيست كه يك سلسله مسائل رمزآسا در مورد خدا و خلقت و تكوين مطرح كرده باشد و حداكثر يك سلسله اندرزهاى سادهء اخلاقى هم ضميمه كرده باشد و بس ، به طورى كه مؤمنين ناچار باشند دستورها و انديشهها را از منابع ديگر اخذ كنند . قرآن اصول معتقَدات و افكار و انديشههايى را كه براى يك انسان به عنوان يك موجود « باايمان » و صاحب عقيده لازم و ضرورى است و همچنين اصول تربيت و اخلاق و نظامات اجتماعى و خانوادگى را بيان كرده و تنها توضيح و تفسير و تشريح و احياناً تطبيق اصول بر فروع را بر عهدهء سنت و يا بر عهدهء اجتهاد گذاشته است . اين است كه استفاده از هر منبع ديگر موقوف به شناخت قبلى قرآن است . قرآن مقياس و معيار همهء منابع ديگر است . ما حديث و سنت را بايد با معيار قرآن بسنجيم تا اگر با قرآن مطابق بود بپذيريم و اگرنه نپذيريم . معتبرترين و مقدسترين منابع ما ، بعد از قرآن ، در حديث ، كتب اربعه است ، يعنى كافى ، من لا يحضره الفقيه ، تهذيب ، استبصار ، و در خطب ، نهجالبلاغه و در ادعيه صحيفهء سجاديه است . اما همهء اينها فرع بر قرآنند و به اندازهء قرآن قطعيت صدور ندارند ؛ يعنى حديث كافى آن قدر مىتواند معتبر باشد كه با قرآن منطبق باشد و با تعليمات آن جور درآيد و اختلاف نداشته باشد . رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء اطهار مىگفتند احاديث ما را بر قرآن عرضه بداريد ، اگر بر قرآن منطبق نبود بدانيد كه ساختگى و جعلى است و آن را به ما بستهاند ؛ ما چيزى خلاف قرآن نمىگوييم . اقسام شناخت قرآن حالا كه ضرورت شناخت قرآن مشخص شد بايد ببينيم راه شناخت اين كتاب چيست ؟ به طور كلى در بررسى و مطالعهء هر كتابى سه نوع شناخت ضرورى است . 1 . شناخت سندى يا انتسابى در اين مرحله مىخواهيم بدانيم انتساب كتاب به نويسندهء آن تا چه اندازه قطعى است ؟ مثلًا فرض كنيد كه مىخواهيم ديوان حافظ و يا خيام را بشناسيم . اولين كارى كه بايد بكنيم اين است كه ببينيم آيا آنچه كه به نام ديوان حافظ مشهور شده همهء آن از حافظ است و يا تنها بعضى از قسمتهايش به حافظ تعلق دارد و بقيهاش الحاقى